ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

109

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) چون عبد الرحمن بن عوف به مدينه و حضور پيامبر هجرت كرد ، رسول خدا ميان او و سعد بن ربيع عقد برادرى بست . محمد بن اسماعيل بن ابى فديك از عبد الله بن محمد بن عمر بن على ، از پدرش نقل مىكند * چون پيامبر ( ص ) ميان اصحاب خود عقد برادرى بست ، ميان عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابى وقاص برادرى قرار داد . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ثابت و حميد از انس بن مالك نقل مىكند * چون عبد الرحمن به مدينه رسيد پيامبر ( ص ) ميان او و سعد بن ربيع انصارى عقد برادرى بست ، سعد بن ربيع به عبد الرحمن گفت : اى برادر من ثروتمندتر مردم مدينه‌ام نيمى از اموال مرا براى خودت بردار و من دو همسر دارم بنگر از هر كدام بيشتر خوشت آمد براى تو طلاقش دهم . عبد الرحمن بن عوف گفت : خداوند بر مال و خاندان تو بركت دهاد شما مرا به بازار راهنمايى كنيد ، و چنان كردند و شروع به خريد و فروش كرد و همان روز سودى برد و مقدارى روغن و كشك به خانه آورد ، سپس مدتى گذشت روزى در حالى كه زعفران بر چهره و ريش خود ماليده بود آمد . رسول خدا فرمود : چه خبر است ؟ گفت : اى رسول خدا با زنى از انصار ازدواج كردم . فرمود : چه چيزى كابين او قرار دادى ؟ گفت : مقدارى طلا معادل وزن چند هسته خرما . پيامبر ( ص ) فرمود : وليمه و سور بده هر چند با كشتن ماده گوسپندى باشد ، عبد الرحمن مىگويد : من چنان خير و بركتى ديدم كه اميدوار بودم هر سنگى را بر دارم زير آن سيم و زر پيدا كنم . جرير بن عبد الحميد [ 1 ] از يزيد بن ابى زياد ، از عبد الرحمن بن ابى ليلى نقل مىكند عبد الرحمن بن عوف با بانويى از انصار ازدواج كرد و سى هزار درم كابين او قرار داد . واقدى از محمد بن عبد الله ، از عبد الله بن عبد الله بن عتبه نقل مىكند * چون پيامبر ( ص ) حدود خانه‌ها را در مدينه معين مىفرمود براى بنى زهره قسمتى از آخر مسجد را تعيين فرمود و در بخش خانهء عبد الرحمن بن عوف چند درخت خرماى ديم كه نيازى به آبيارى نداشت رسته بود . عفان بن مسلم و يحيى بن عباد از قول حماد بن سلمه ، از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند * عبد الرحمن شهادت داد كه رسول خدا فلان زمين را به من و فلان زمين را به

--> [ 1 ] . جرير بن عبد الحميد ، از محدثان و راويان قرن دوم هجرى در گذشته به هشتاد و چند سالگى در سال 188 هجرت ، از محدثان مقيم رى بوده است ، رك : ذهبى ، ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 296 . - م .